تبليغاتX
تغییر برای برابری در اصفهان

تغییر برای برابری در اصفهان

این وبلاگ در حمایت از جنبش زنان وکمپین یک میلیون امضا برای برابری است

تفاوت میان زنان ومردان چه از لحاظ جسمی وچه از لحاظ روحی و روانی ، بی شک مقوله ایست که ازجمله بدیهیات بوده ، بنابراین نیازی به اثبات و ارائه ادله علمی و عملی ندارد .

به صورت کلی این تفاوتها را میتوان از دو دیدگاه مورد توجه قرار داد : اول تفاوتهایی که ناشی از ساختار طبیعی و ژنتیکی زنان و مردان است و دوم تفاوتهایی که از طریق اجتماع شکل گرفته و حاصل شرایط زمانی و مکانی متناسب با آن اجتماع وویژگی های فرهنگی و دینی آن است .

تفاوتهای نخستین قطعا تفاوتهای غیر قابل انکار و قابل پذیرش بوده ونه تنهازنان ومردان از این دیدگاه با یکدیگر متفاوتند بلکه هریک از این دو گروه ، به شکل مجزا و در میان خویش نیز دارای تفاوتهای جسمی و روحی وروانی چشمگیری میباشند ( چنانکه هیچ مردی شبیه به مرد دیگر یا هیچ زنی شبیه به دیگری نیست و هر یک دارای خصوصیات روحی روانی و جسمی خاص خود میباشند )این گونه تفاوتها رانمیتوان عاملی درجهت تفاوت در نگرش جامعه به افراد دانست .

اما تفاوتهای نوع دوم حاصل شرایط و قرار دادهای اجتماعی ، در هر دوره ای از زندگی انسان ها بوده و طبعا به دلیل تغییر این شرایط و قراردادها ی اجتماعی نحوه نگرش جوامع نیز متناسب با این تغییرات دگرگون شده است . اساسا این نوع تفاوتها ، تفاوتهای قرار دادی بوده که توسط خود انسانها ایجاد و تعریف میشوند .

تغییرات در قراردادهای اجتماعی در هر دوره ای اززندگی بشر اجتناب ناپذیر و حتی ضروری بوده است و بنا براعتقاد بسیاری از فیلسوفان و متفکران ؛ انسان تنها موجودیست که خودش قوانین زندگی خویش را تعین و تعریف میکند و این اصل تغییر و تعیین پذیری که به انسان اجازه تعالی و پیشرفتهای مادی ومعنوی رادر طول تاریخ داده است .

آنچه دررابطه با حقوق زنان ومردان مطرح است ، برابری حقوق ایشان می باشد ، نه برابری ژنتیکی و هرمونی آنها . امروز مطالبه بسیاری از مردان و زنان آگاه از جامعه خویش ، نه تنها برخورداری از برابری ، بلکه دسترسی به امکانات برابر در جهت تعالی و پیشرفت همه میباشد .

اگرچه زنان ومردان دارای تفاوتهای انکار ناپذیرهستند ، اما این گونه تفاوتها را هرگز نمی توان علتی در جهت برخورد دوگانه و تبعیض آمیز قوانین میان ایشان دانست . امروز سخن اصلی برابرطلبان این است که « قوانین حقوقی » اساسا در ارتباط با نوع عملکرد و ماهیت رفتار اشخاص ، وجاهت اجرایی پیدا میکند ، نه بر اساس جنسیت افراد .

زنان ومردان با یکدیگر متفاوتند ، اما رفتار و عملکرد مشخص است که ، چه از طرف زنان و چه از طرف مردان انجام می پذیرد . این ماهیت فی نفسه رفتار و عملکرد است که نحوه تعامل با فاعل رفتار را مشخص میکند نه جنسیت فاعل آن رفتار .

آنچه موجب کج فهمی و بد فهمی بسیاری از افراد جامعه وخصوصا مسولین مربوطه ( جدای ازدر نظر گرفتن منافع شخصی و گروهی ایشان ) گشته ، این نکته است که آنجا که سخن از برابری به میان می آید این برابری و مساوات در نوع برخورد و نوع نگاه جامعه به زنان است و نه برابری ژنتیکی و هرمونی . به عبارت ساده تر امروزه زنان ومردان برابرطلب ، خواستار نگاه مساوی قانون به همه افراد جامعه اعم از زن یا مرد ، با هر استعداد و توانایی ، هستند واگر امروز شاهد برخوردهای غیر انسانی وناعادلانه با این گونه خواسته ها هستیم ، منشا آن نه در دفاع از فرهنگ و سنت و کتاب ، بلکه باید درمنافع و امتیازات ویژه ای دانست که دراین راه نصیب عده ای می شود . اینان کسانی هستند که با برخاستن صدای عدالت خواهی و حق طلبی زنان بی شک منافع خود رادر خطر دیده و در صدد مقابله با آن برآمده اند .  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:27  توسط   | 

مدینه فاضله زنان بر پایه برابری استوار است . سیاه و سفید دیدن ، همه را یکسره مهر باطل زدن یا بالعکس همه را بدون هیچ چون و چرایی پذیرفتن ، این خصلت انسان هایی است که در جامعه ای استبداد زده به دنیا می آیند ، بزرگ می شوند و خود تبدیل به مستبدی بالقوه می شوند . چرا نباید رنگی دیگر میان سیاه و سفید دید ؟ چرا نباید با دیدی انتقادی نه نگاهی دشمنانه و خصمانه مسایل دور و برمان را ارزیابی کنیم . ما هنوز در ورطه و دور باطلی گرفتار هستیم که غرب را یکسره بد و مبتذل می پندارد و یا اینکه عده ای محو و ذوب شده در  این فرهنگ .

این حدیثی تکراریست و داستانی قدیمی ؛ جامعه و زندگی ما تا به کی باید گرفتار این دور باطل شود . در این جهانی که روز به روز از هر جهتی به وسیله تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی کوچکتر و کوچکتر می شود و با سرعتی باورنکردنی رو به پیشرفت رفته است چرا نباید از تجربیات دیگران استفاده کنیم ؟ چه فرقی می کند غربی یا شرقی ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 15:52  توسط   | 

همه دستگیر شدگان آزاد شدند. اینرا به همه زنان آزاد اندیش و برابری طلب و حق خواه تبریک میگوییم . اگرچه هنوز نمیدانیم چرا از اجتماع عده ای زن تا این حد نگران شدند که حتی پس از لغو مراسم عده ای را که میخواستند خبر لغو را به الباقی دوستان برسانند دستگیر کردند . بهر حال خداراشکر که همه این دوستان آزاد شدند.

لینک خبر را در پیوند روزانه مطالعه نمایید .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:36  توسط   | 

امروز به مناسبت روز همبستگی زنان مراسمی قرار بود در تهران برپا شود . اما نیروهای انتظامی تعدادی از فعالان زن را در همانجا دستگیر میکند . بایدپرسید مگر آگاهی زنان ایران از حقوق خود چه اشکالی دارد که این همه عده ای وحشت زده میشوند . مگر نه اینکه زنان آگاه سازندگان دنیایی بهتر هستند ؟ مگر قرار نیست دنیای بهتری داشته باشیم ؟ حرف زدن از حقوق نابرابر تا این حد جرم است ؟ باید از این پس پرسید چه چیز جرم نیست .

لینک مطلب را در اینجا بخوانید :

بازداشت 8نفر از فعالان جنبش زنان درسالگرد 22 خرداد

پنج شنبه23 خرداد 1387

http://www.change4equality.net/spip.php?article2192

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 21:37  توسط   | 

 

كمپين يك ميليون امضا عكس العملي است در مقابل  تبعيض آشكاري كه در بسیاری از قوانين همچون ارث ، ديه ، شهادت ، ازدواج ، طلاق ، حضانت فرزند ، تابعيت و غيره بر زن روا شده است .

گاهي تعداد محدود و اندكي اززنان ، با تلاشهاي فردي خود ( با تحمل مشقات بسيارونه براحتي ) قادر ميشوند برخي از حقوق خود را بدست آورند ( مثلا در طلاق يا ازدواج ) . نكته اينجاست كه این « تلاش » فردی آنهابوده که باعث رسيدن به حقشان شده ، نه سهولت و عدالت در قوانين . آنها عمدتا براي اثبات حقوق حقه خود هزینه ها زیادی را تقبل کرده اند . دادگاهها اکنون پر از زنانیست که برای رسیدن به حقوق خودشان باید از پیچ وخم های بسیاری عبور کنند؛ زنانی که برای رهایی اززندگی دهشتناک وپر از خشونت آنجا هستند ، زنانی  برای اثبات عدم سلامت روحی مردانشان ، زنانی برای حضانت فرزندانشان که نه ماه در شکم داشته اند، فرزندانی که به شرط و شروطها به مادران سپرده خواهند شد ، زنانی برای نفقه ، زنانی برای شکایت از تعدد زوجات و...

بدون شک هر تلاش فردی ، موفقیت یا عدم موفقیت فردی و شخصی را در پی دارد ، بی آنکه مشکل اساسی زنان در قوانینی که آشکارا حقوق آنها را نادیده گرفته حل شود . قانع شدن آنها به رهایی های کوتاه مدت ، احقاق حق های فردی و شخصی و یک تنه جنگیدن در برابر پیچ وخم های قوانین ، جز تایید و صحه نهادن بر این قوانین نابرابرو طی کردن راههای طولانی برای رسیدن به موفقیتهای اندک و زود گذر ، برای زنان نفع دیگری در برندارد . بیشتر زنانی که بطور انفرادی موفق به طلاق یا رسیدن به فرزندان و یا ارثهای مشابه مردان خانواده و غیره شده اند ، در دور تسلسل اجتماع مردسالار و قوانین ناعادلانه ، بار دیگر گرفتار آمده اند ؛ بانوی سی وپنج ساله ای که پس از تلاشهای کمر شکنی بالاخره موفق به طلاق شده بود از وحشت ونگرانی اینکه بار دیگر گرفتار سرنوشت تکراری شود ، هرگز ازدواج نکرد. مادری که مجبور شد کودک خود را طبق قانون به همسر سابقش واگذارد ، پس از ازدواج مجدد نه تنها احساس خوشبختی و امنیت نکرد بلکه حاضر به بچه دار شدن و تحمل رنج وهرمان دوری از فرزند نشد و این بار این او نبود که در دادگاه انتظارطلاق را میکشید ، همسرش براحتی خوردن یک جرعه آب او را طلاق داد . دختری که با سخاوتمندی پدرش به ارث برابر با دوبرادردیگرش دست یافت ، پس از ازدواج از زندگی مشترکش تنها یک هشتم آنهم از اعیانی سهم برد . پس گریزی از قوانین نابرابر نیست ، جایی برای احساس ایمنی و اطمینان از حمایت قانونی وجود ندارد . به هرسمت که رو میکنیم نابرابری و بی عدالتی را خواهیم دید حتی اگر امروز بشود از یکی از این قوانین ، با کمک وکیل مجرب یا پول مناسب رهایی یافت ، بزودی با قوانین نابرابر دیگری روبرو خواهیم بود . این همه شگرد قوانین انباشته از مردسالاریست .

در بیانیه کمپین یک میلیون امضا بدرستی از بسیاری از این قوانین حرف زده شده ، دفترچه« تاثیر قوانین نابرابر بر زندگی زنان» بسیاری از آنها را تشریح میکند و به زنان میگوید که رهاییهای یکنفره ، موفقیتهای گاه به گاه ، تلاشهای فردی برای چشم وگوش باز کردن کافی نیست . اجتماع ما اینک نیازبه تغییراتی وسیعتر ازاین دارد، تغییراتی در« اندیشه» زنان و مردان ، تغییراتی درطرز تلقی زنان از خود و مردان از زنان ، تغییر در باورهایی که زن را ضعیفه و مرد را آقا وسرورمیخواند و رسیدن به این اصل مهم بشری که زنان و مردان علی رغم تفاوتهای فیزیکی هردو انسانند و دربرابر قوانین باید به آنها «برابر» نگاه شود نه تحقیر آمیز و نابرابر و این ممکن نمیشود مگربا افزایش آگاهی زنان از حقوق خود ، خود باوری و دست به دست هم دادن برای تغییر این قوانین .

امضای بیانیه « کمپین جمع آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر» اگر چه پایان راه نیست ، اما آغاز راهی است که که در آن همه ما بر آگاهی هایمان می افزاییم و با امضا کردن آن به نوعی خود باوری میرسیم و بی شک برای یک تغییر ساختاری ، دست به دست هم داده ایم . پیشگام شوید و پیروز .

 این درد مشترک      هرگز جدا جدا              درمان نمیشود

 

۲۲خرداد سالروز همبستگی زنان ایران گرامی باد

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 9:18  توسط   | 

از سال ها قبل می دانستم که زنان در قوانین ایران حق طلاق ندارند و بارها شنیده بودم هستند زنانی که علیرغم  ثابت کردن  شرایط سخت عسروحرج برای خروج از رابطه زناشویی، بار دیگر به این رابطه باز گردانده می شوند. اما خوب اینها همه در حد شنیدن بود و من هرگز به مرحله ادراک نرسیده بودم  تا اینکه دو روز پیش در یک روزنامه خواندم که زنان به اختیار به عقد و پیمانی وارد می شوند که هرگز قادر به شکستن آن نیستند.در یک لحظه تمام آن دانسته ها برای من به مرحله  حس و درک رسید.خدایا ما زنان چه می کنیم.به اختیار به پیمانی وارد می شویم که به اختیار قادر به خروج از آن نیستیم.خدایا  چرا بزرگانی که در هنگام جاری شدن خطبه عقد اذن ازدواج را از آنان می گیریم به ما نمی گویند که تا آخر عمر در بند این بندیم- آیا بزرگتر بودن آنها تنها در زورآزمایی بر سر مهریه و جهیزیه جلوه گر است. احساس غبن کردم، احساس زیانکاری، احساس فریب خوردگی.با این حال اکنون با تمام وجود می دانم اگر تغییر قوانین سخت است و دشوار ،اگر اثبات مصادیق عسر و حرج آسان نیست ،اگر برای گسستن این پیمان باید از همه حقوق قانونی و مدنی گذشت اما می توان دخترانی تربیت کرد که قبل از رضایت به پیمان زناشویی شرط خروج از آن را برای خود محفوظ بدانند و پسرانی که به این خواسته زنان به عنوان یک حق برای رسیدن به یک رابطه صحیح دو نفره به دیده احترام بنگرند.اکنون با تمام وجود می دانم که

 حق طلاق حق یک زن است و باید تابوی آن در جامعه ما شکسته شود

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 13:40  توسط   | 

 

ازدواج ،  بعنوان يك « سرنوشت »

ازدواج سرنوشتي است كه از سوي يك جامعه سنتي به زن عرضه ميشود. زنان ، يا شوهر كرده اند ، يا آماده ازدواجند ويا از اينكه ازدواج نكرده اند رنج ميبرند.

زن مجرد خواه محروم مانده از ازدواج ، خواه طغيان كرده بر آن ، يا حتي بي اعتناء به آن ، براساس ازدواج تعريف ميشود. براي دختران جوان ازدواج يگانه وسيله ايست كه بتوانند جزو اجتماع شوند واگر آنها « روي دست بمانند »از نظر اجتماعي تحقير شده اند . از اين رو است كه مادران همواره با دلنگراني درصددند كه دخترانشان را به خانه بخت بفرستند. تنها تحولات اقتصادي و اجتماعي است كه مسئله ازدواج زن را تا حدي تعديل كرده است . در اين شرايط ، با افزايش تعداد تحصيل كردگان زن و شاغلين دستگاههاي دولتي وغير دولتي و ناگزيري جامعه از كار زنان به دلايل مختلفي از جمله فشارهاي اقتصادي كه منجر به افزايش تقاضا در بازار كار از سوي زنان شده است ،  نيروي كار ارزانتر، نياز به تخصص (زنان در دهه هاي اخيربيشتر در پي تحصيل بوده اند) و همچنين  افزايش آگاهي هاي اجتماعي ، همگي باعث شده است كه ازدواج ديگر يگانه وسيله تامين معاش و يگانه توجيه اجتماعي وجود آنها نباشد . گرچه اين امر در شهرهاي كوچكتر و روستاها همچون گذشته است وازدواج كماكان تنها وسيله تامين معاش وخروج از خانه ميباشد .

آنها  با ورود به عرصه هاي ديگر اجتماع از چارچوب تنگ خانه ها بدر آمده وبا ادامه تحصيلات با دريافت مشاغل مختلف  قادر شده اند نه تنها تامين معاش خود را ، كه اجتماع به مرد محول كرده بود ، بر عهده گيرند و حوزه هاي ديگر اجتماع رانيز تجربه كنند . اما كماكان ازدواج بعنوان تعين هويت اجتماعي آنها از مهمترين و اساسي ترين مسائل اجتماعي مقبول اجتماع محسوب ميشود .

تفاوت پسران و دختران درنگاه   به   ازدواج

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 19:16  توسط   |